سیزده سال از اون شب نحسی که فکر میکردم دنیا بعدش به آخر میرسه گذشت. نمیدونم اون دروغگویی که اون همه حرف دهنم گذاشت الان در چه حاله؟ خوابه؟ بیداره؟ تو فکره؟ چیزی یادش هست؟؟؟
بارها خدا رو بابت نبودنش تو زندگیم شکر کردم. هرچند زندگی اون روزها و سالهای بعدش سخت گذشت اما خدا رو شکر که گذشت...
برچسب: نویسنده: ماهان ایمانی تاريخ: جمعه 10 تير 1401 ساعت: 23:33
چند روزی میشه اومدی دخترم
نازنین و پرنازوادا
اومدی من و از باقیمانده زندگی بترسونی
اومدی من رو متوجه بطالتی که توش دست و پا میزنم بکنی...
اومدی بهم یادآوری کنی هنوز هیچ کار مهمی نکردم ... که اول راهم. که تقریبا به هیچ جا نرسیدم.
اومدی من رو تو بدوبدوی رسیدن بندازی. منم شاید تو رودروایسی بلند شدم و یه حرکتی زدم.
برچسب: نویسنده: ماهان ایمانی تاريخ: جمعه 10 تير 1401 ساعت: 23:33